هریس بهشت گمشده
دریغ است ایران که ویران شود. محمد
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 02 اسفند 1391 توسط heris20 | ارسال نظر(0)

سورنا و پیرزن !!!! ...


می گویند زمانی که سورنا سردار شجاع سپاه امپراتور ایران «ارد دوم» از جنگ بر می گشت به پیرزنی برخورد
پیرزن به او گفت وقتی به جنگ می رفتی به چه دلبسته بودی ؟
گفت به هیچ ! تنها اندیشه ام نجات کشورم بود
پیرزن گفت و اکنون به چه چیز؟
سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهبانی از ایران زمین
پیرزن با نگاهی مهربانانه از او پرسید :

آیا کسی هست که بخواهی بخاطرش جان دهی ؟
سورنا گفت : برای شاهنشاه ایران حاضرم هر کاری بکنم
پیرزن گفت : آنانی را که شکست دادی برای آیندگان خواهند نوشت کسی که جانت را برایش میدهی تو را کشته است
و فرزندان سرزمینت از تو به بزرگی و از او به بدی یاد می کنند

سورنا پاسخ داد : ما فدایی این آب و خاکیم
مهم اینست که همه قلبمان برای ایران می تپد
من سربازی بیش نیستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه می شناسند و آن من نیستم

پیرزن گفت : وقتی پادشاه نیک ایران زمین از اینجا می گذشت همین سخن را به او گفتم و
او گفت پیروزی سپاه در دست سربازان شجاع ایران زمین است نه فرمان من

اشک در دیدگان سورنا گرد آمد، بر اسب نشست
سپاهش به سوی کاخ فرمانروایی ایران روان شد

ارد دوم ، سورنا و همه میهن پرستان ایران هیچگاه به خود فکر نکردند

آنها به سربلندی نام ایران اندیشیدند و در این راه از پای ننشستند

به سخن ارد بزرگ : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ابزار و قالب وبلاگميهن فاکد جملات په نه په براي وبلاگ

مترجم وبلاگ و وبسايت به 36 زبان زنده دنيا

چت روم